مجموعة مؤلفين

58

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

بعد از صرف ناهار ، نماز خوانده شد و سماور خواستيم كه چاى زود صرف شود به ديدن ميرزا سيد على برويم چاى صرف شد در كمال دماغ ، بعد به [ ديدن ] ميرزا سيد على رفتيم ، در بين راه به خيال افتاديم كه هر چه پول داريم به توسط ميرزا سيد على به وكيل الدوله بدهيم كه به وصول به بغداد به عين پول ما را بدهند ، رفتيم تا خانه ميرزا سيد على ، نبود ، خانه ميرزا آقا بود ، فرستاديم آمد . كاغذى به وكيل الدوله نوشت مطلب قبل را قبول كرد آمديم به خانه بعد از خيال بسيار ، در كيسه كرديم هر چه داشتيم ، كه صبح بدهم به ميرزا سيد على كه به چاپار شه بدهد كه در بغداد به ما بدهند . شام ، چلو خورش به داشتيم ، صرف شد . خوابيدم ، صبح برخاستيم « 1 » دست به بار نموديم . روز پنج شنبه دوم [ محرم ] : [ منزل ] ماهيدشت ، بعد از بار كردن ، اسبى آوردند سيزده تومان سر دادم و با اسب عربى عوض نمودم ، اسب عربى از پا بيرون [ 15 ] آمده . كيسه پول را ميرزا مهدى و آقا سيد رضا بردند در خانه وكيل الدوله كه روضه خوانى داشت ، ميرزا سيد على آنجا رفته بود به مشاراليه دادند كه روز شنبه به توسط چاپار روانه بغداد نمايد ، مراجعت نمودند . چون اسب نو [ ى ] مرا عبدالحميد برده بود نعل نمايد ، معطل بوديم . عطا رفت حليم و روغن گرفت و آمد ، من و ميرزا مهدى و آقا سيد رضا خورديم بعد سوار شديم آمديم ماهيدشت ، چهار فرسنگ است . چهار ساعت به غروب مانده رسيديم . چاى با نان خشك « 2 » قدرى خورديم ، شام هم شش انداز « 3 » داشتيم به جهت آنكه گوشت پيدا نمىشد . عصرى رفتم به تماشاى رودخانه ، نماز را در بيابان خواندم مراجعت نموديم و مشغول روزنامه نويسى گرديديم و ياد طهران افتاديم . جاى همگى خالى بود . خيلى منزل جاى تاريك و بدى داشتيم اگر چه به جهت زمستان علف نداشت . نان ساجى « 4 » ، منى هزار دينار پيدا نمىشد ، جو ، هفت من هزار دينار است . كاه ، پانزده من هزار دينار است . هيزم ، منى صد دينار است .

--> ( 1 ) . اصل : برخواستيم درهمه موارد ( 2 ) . اصل : خوشك ( 3 ) . نوعى خورش كه از تخم مرغ با پياز ترتيب دهند . همان ( 4 ) . نانى كه روى تابه نان پزى پخته شود . همان